حسین سمیعی معروف به ادیب‌السلطنه، دولت‌مرد، وکیل مجلس، سناتور و ادیب رشتی اواخر دوره قاجار و اوائل دوره پهلوی. او ریاست فرهنگستان ایران را برعهده داشت. نَخُست‌وزیر یا صَدر اَعظَم رئیس هیئت وزیران است. در کشورهای مشروطه پادشاهی و بیشتر کشورهای دارای حکومت جمهوری (جمهوری‌های پارلمانی و نیمه‌ریاستی) این مقام وجود دارد. اما در برخی از انواع حکومت جمهوری (جمهوری ریاستی) این مقام وجود ندارد و رئیس جمهور رئیس هیئت وزیران است. در ایران این مقام را در گذشته در ایران وزیر، صدر اعظم و رئیس‌الوزرا می‌گفتند. در دورهٔ قاجار تا پیش از انقلاب مشروطه (۱۲۱۰-۱۳۱۳ ه. ق) در هیأت دولت، «صدراعظم» به جای عنوان اعتمادالدوله به کار گرفته می‌شد. عزل و نصب صدراعظم منحصراً به تصمیم شاه و عزل و نصب سایر وزرا به حکم شاه و تعیین صدراعظم بود. اجرای اوامر شاه و اداره کل امور دولت برعهده نه وزارتخانه قرار داشت که وزرا زیرنظر شخص صدراعظم انجام وظیفه می‌کردند. بعد از انقلاب مشروطه و تصویب قانون اساسی و متمم آن (۱۳۱۳-۱۳۴۴ ه. ق)، رئیس‌الوزرا یا همان نخست وزیر جای صدراعظم را گرفت. زندگی حسین سمیعی در ۱۲۵۳ ش در رشت تولد یافت. پدرش میرزاحسن خان ادیب‌السلطنه از اعضای دیوانی بود و مدت‌ها پیشکاری امیر افخم همدانی (والی کرمانشاه) را برعهده داشت. حسین نزد معلمان خصوصی تحصیلات خود را آغاز کرد و پس از آنکه مقدماتی از فارسی و عربی را فرا گرفت، تحصیلات خود را نزد دو تن از عرفاً و دانشمندان معروف کرمانشاه به نام ابوالفقراء اصفهانی و میرزای سالک ادامه داد و در ادبیات فارسی و اصول حکمت و ادبیات عرب معلوماتی کسب کرد. سپس به درخواست حسام الملک همدانی وارد دارالفنون ناصری شد و تحصیلات خود را ادامه داد و زبان‌های خارجی و شیوه نگارش و حسن خط آموخت. در ۱۳۱۳ ه. ق در سن بیست سالگی وارد وزارت خارجه شد و در اداره عثمانی از ادارات وزارت خارجه بود، مشغول به کار گردید و مدت ۱۵ سال در آن وزارتخانه در سمت‌های مختلف انجام وظیفه کرد. مدتی نیز ریاست اداره دول غیرهمجوار را برعهده داشت. در ۱۳۲۸ه. ق به وزارت داخله منتقل شد و به سمت مدیرکل آن وزارتخانه مشغول کار شد و پس از چندی معاون آن وزارتخانه شد. در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی از رشت نماینده شد. حسین سمیعی که تازه پس از فوت پدر به ادیب‌السلطنه ملقب شده بود، پس از ورود به مجلس جز ء فراکسیون دموکرات شد. عمر مجلس سوم زیاد دوام نیافت زیرا دامنه جنگ بین‌المللی اول به شرق نیز رسید و ایران هم که بیطرفی خود را اعلام کرده بود، مورد تجاوز قرار گرفت و اشغال شد. مجلس سوم تصمیم به مهاجرت گرفت، ادیب‌السلطنه نیز از مهاجرینی بود که ابتدا به قم و بعد به کرمانشاه رفتند و دولت موقتی به سرپرستی رضاقلی خان نظام‌السلطنه تشکیل دادند. ادیب‌السلطنه در آن دولت به وزارت داخله رسید. مهاجرین سپس به عثمانی رفتند و مدتی در آن کشور اقامت نمودند. سمیعی سرانجام به حلب رفت و مدتی در آن دیار اقامت داشت. در ۱۲۹۶ ش با سایر مهاجرین به ایران بازگشت و دور از کارهای سیاسی به مطالعه در ادبیات فارسی و زبان و متون عربی پرداخت و ضمناً" به تشکیل انجمن ادبی مبادرت نمود. در کابینه فتح الله خان اکبر(سپهدار رشتی) معاونت نخست‌وزیر را برعهده گرفت و از طرف دولت مأمور مذاکره با سران کودتا شد ولی در کرج توقیف شد و نتوانست مأموریت خود را انجام دهد. در خرداد ۱۳۰۰ش در کابینه احمد قوام‌السلطنه، وزارت تجارت و فوائد عامه به عهده او قرار گرفت و تا بهمن همان سال در آن سمت باقی بود. مشیرالدوله جانشین قوام در کابینه خود پست وزارت تجارت و فوائد عامه را همچنان به ادیب السلطنه واگذار کرد ولی در کابینه بعدی که به ریاست مستوفی تشکیل شد شغل سمیعی، کفالت وزارت داخله بود. در سال ۱۳۰۲ که سردار سپه رئیس‌الوزراء شد و یک سال بعد در ترمیم کابینه به وزارت عدلیه رسید. در ۱۳۰۴ش به حکومت پایتخت منصوب شد و مدت دو سال در این سمت برقرار بود. در کابینه مخبرالسلطنه هدایت در ۱۱ خرداد ۱۳۰۶ به وزارت داخله منصوب شد و پس از ترمیم کابینه همچنان وزیر داخله بود. در ۱۳۰۸ به استانداری آذربایجان منصوب شد. در ۱۳۱۰ ادیب‌السلطنه مدتی کوتاه وزیر اقتصاد شد. در ۱۳۱۱ پس از عزل و بازداشت تیمورتاش که عنوان وزیر دربار منسوخ گردید، به دربار رفت و عملاً وظایف وزیر دربار را انجام می‌داد و تا سال ۱۳۱۸ که جم به وزارت دربار تعیین گردید، در این سمت باقی بود. ادیب‌السلطنه در خلال خدمت در دربار، ریاست سازمان پیش‌آهنگی را نیز برعهده گرفت. در ۱۳۱۴ پس از تشکیل فرهنگستان اول، به نیابت آنجا تعیین گردید. در ۱۳۱۹ ادیب‌السلطنه با سمت سفیرکبیر ایران به افغانستان رفت و قریب دوسال در این سمت باقی ماند. پس از بازگشت، به ریاست فرهنگستان رسید. در بهمن ۱۳۲۱ وزیر مشاور کابینه سهیلی شد و در تیرماه ۱۳۲۲ وزارت کشور گرفت ولی فقط مدتی کوتاه در این سمت باقی ماند. در آن سال مجدداً به دربار رفت و به ریاست تشریفات منصوب شد. ، وی علاقه زیادی داشت که پسرش منوچهر خان راه اورا ادامه دهد ولی منوچهر علاقه‌ای به سیاست نداشت ادیب‌السلطنه در سال ۱۳۲۸ در انتخابات دوره اول سنا، به سناتوری گیلان رسید و در همین سمت در سال ۱۳۳۲ در سن ۷۹ سالگی درگذشت و در وصیت نامه خود که فقط ۴ خط بودودر سال ۱۳۱۵ نوشته شده بود تاکید کردکه در مقبره خانوادگی در گورستان ابن بابویه تهران به خاک سپرده شود.
ساعت : 7:06 pm | نویسنده : admin | صفحات : 1 - 105 - 106 - 107 - 108 - 109 - 110 - 111 - 112 - 113 - 114 - 115 - 116 - 117 - 118 - 119